تبلیغات
تلویزیون ایران - نفت با اقتصاد ایران چه کرده است؟
نفت با اقتصاد ایران چه کرده است؟
مجید سلیمی بروجنی
چرا ایران با وجود در اختیار داشتن این همه منابع نفت و گاز، هنوز نتوانسته است خود را به عنوان یک تولیدکننده برتر فرآورده‌های نفتی در دنیا مطرح کند؟

ایران با داشتن سابقه یکصد ساله در صنعت نفت، امروز به یک واردکننده حامل‌های انرژی تبدیل شده و روزبه‌روز بر بحران انرژی در این کشور افزوده می‌شود، در یک کلام کلی می‌توانیم بگوییم که ما هنوز نتوانسته‌ایم از ظرفیت‌های موجود به نحو احسن استفاده کنیم. پیرامون این موضوع اگر بخواهیم فهرستی از عوامل موثر را ذکر کنیم که در ناتوانی ما برای بهره‌برداری مطلوب از ظرفیت‌های خدادادی نفت و گاز در کشورمان موثر بوده‌اند می‌توان به موارد زیر اشاره کرد. یکی اینکه نفت و گاز به عنوان محصولاتی تلقی می‌شوند که دولت‌های ما می‌خواستند از طریق آنها یک رفاه مصرفی کوتاه‌مدت برای مردم فراهم کنند.

از این رو قیمت‌گذاری انرژی و تعیین قیمت برای محصولات مرتبط، هیچ تناسبی با قیمت‌های جهانی یا قیمت‌های محصولات دیگر در داخل نداشت، این یک موضوع بسیار قدیمی در سیستم تصمیم‌گیری ماست و عملا باعث شده این بخش نتواند مازاد لازم را ایجاد کند. هر بخشی برای توسعه نیازمند این است که در بازار محصول نهایی مازاد ایجاد کند تا از آن طریق سرمایه‌گذاری صورت گیرد و آن سرمایه‌گذاری زمینه حضور گسترده‌تری در بازار را فراهم کند و این مساله برای توسعه هر محصول بدیهی است. خیلی از محصولاتی را که هم‌اکنون در بازار موجودند همین فرایند را طی کرده‌اند. محصول زمانی به بازار عرضه شده و پس از برخورداری از توانایی رقابت شروع به ایجاد مازاد کرده و آن مازاد به صورت زنجیره ارزش، خطوط پشت سر خود را تغذیه کرده و سرمایه‌گذاری انجام شده و رونق پیدا کرده است. این اتفاق در کشور ما در بازار انرژی مدت‌هاست که به وقوع نپیوسته است و باعث شده محصولات این بخش که در داخل عرضه می‌شود عملا امکان رشد و توسعه نداشته‌ باشند.

بر طبق آمار و ارقام ما همه نفت خام تولید خود را در داخل مصرف نمی‌کنیم و بخشی از آن را صادر می‌کنیم و آن بخشی که صادر می‌شود به قیمت‌های بین‌المللی فروخته می‌شود. علی‌الاصول هم شرکت نفت سعی می‌کند که به مناسب‌ترین قیمت بفروشد و از سوی دیگر چون ایران کشوری است که قیمت تمام شده نفت در آن بسیار پایین است (به دلیل موقعیت طبیعی مخازن نفت) اینجا یک مازاد قابل توجه از فروش نفت شکل می‌گیرد و این یعنی برخلاف آنچه در بازار داخلی داریم، در بخش خارجی مازاد قابل توجهی داریم و این موضوع حتی زمانی که قیمت نفت به 10 یا 15 دلار هم می‌رسد وجود دارد.

در اینجا ممکن است این سوال به وجود آید که این مازاد حاصل از فروش خارجی می‌تواند آن فقدان مازاد در بخش داخلی را جبران کند، اما در این بخش هم درآمدهای حاصله از فروش نفت اعم از اصل و مازاد عینا به خزانه دولت واریز می‌شود. این به معنای آن است که بخش نفت خام ما کلا عقیم است، به این معنی که هیچکدام از منابع حاصل از فروش نفت خام حتی در آن قسمت که مازاد قابل توجهی ایجاد می‌کند، به درون بخش نفت گردش ندارد. در هر صورت نظام مالی حاکم بر روابط بین شرکت نفت و دولت همیشه به نفع دولت تنظیم شده است.

از زمانی که تبصره 38 قانون بودجه سال 1385 به تصویب رسید و براساس آن کل درآمدهای حاصله از صادرات نفت در خزانه متمرکز شد، عملا از آن مرحله شرکت نفت هم مثل یک وزارتخانه، مثل یک دستگاه، جداگانه باید از سازمان برنامه و بودجه بودجه دریافت می‌کرد، نه اینکه خودش به عنوان مولد درآمد مبنا قرار بگیرد. حال یک بنگاه تولیدی را در نظر بگیرید که محصول خود را به دو بازار جهانی و داخلی را عرضه کند، درآمد حاصل از بازار جهانی و داخلی عرضه کند، درآمد حاصل از بازار جهانی را در جای دیگر خرج کند و درآمد حاصل از بازار داخلی هم اصلا وجود نداشته باشد، آیا در این شرایط می‌توان پرسید که چرا این بنگاه رشد ندارد؟ در واقع هنگامی که شرکت نفت، یک بنگاه اقتصادی نباشد، تبدیل به یک سازمان اداری می‌شود و وقتی که تبدیل به سازمان اداری شد نمی‌توان انتظار خروجی‌های یک بنگاه اقتصادی را از آن داشت.

امروزه تکنولوژی جایگاه ویژه‌ای در حوزه نفت و گاز پیدا کرده است. بدیهی است که این تکنولوژی مرتبا در دنیا به روز شده و هر روز تکنولوژی‌های جدید جایگزین قبلی می‌شود. کشور ما به دلیل تحریم‌های اعمال شده در سال‌های متمادی از دسترسی به تکنولوژی روز دنیا محروم است. یعنی صنعت نفت ایران از یک سو به دلیل آنچه گفته شده از درآمدها شکوفایی حاصل نمی‌کند و از سوی دیگر به دلیل تحریم توان وارد کردن تکنولوژی‌های به روزتر و کم کردن هزینه‌های خود را ندارد.

مساله دیگر، نظام اداری بزرگ و ناکارآمد صنعت نفت و گاز کشور است. ساختاری که در شرکت نفت شکل گرفته و در طول این سال‌ها تحول بسیار کمی متناسب با آنچه در دنیای امروز باید باشد، شده است. همچنین است نقشی که شرکت ملی نفت در ارتباط با شرکت‌های پالایش و پخش، شرکت گاز و پتروشیمی ایفا می‌کند. در مقطعی همه این شرکت‌ها زیرمجموعه شرکت نفت محسوب می‌شوند. هم‌اکنون روال بر این منوال است که این شرکت‌ها در عرض هم هستند. در عین حال که همچنان ترازنامه شرکت نفت، ترازنامه تلفیقی است که حساب همه این شرکت‌ها به شرکت نفت می‌آید. عملا شرکت نفت به لحاظ حسابداری مالک اموال این سه شرکت است ولی در عمل هیچ برتری نسبت به آنها ندارد.

بخش پایین‌دستی گاز، شرکت گاز است و بخش بالادستی آن شرکت نفت است، به این ترتیب هماهنگی کل زنجیره ارزش گاز با انقطاع مواجه است مشابه اتفاقی که در پتروشیمی افتاده است و این کار را بسیار مشکل می‌کند. واقعیت امر این است که شرکت نفت در حال حاضر یک شرکت صرفا اکتشاف و تولید است و نه شرکتی که زنجیره ارزش را به طور کامل مدیریت می‌کند به این معنی که شرکت پخش و پالایش جداست، شرکت نفت فقط نفت خام تولید می‌کند، گاز هم برای خودش سازمان جداگانه‌ای دارد که آن مجموعه هم نسبت به شرکت نفت منقطع است، سوال این بود که چرا مدیریت زنجیره ارزش در این مجموعه منقطع است؟ نفت اصولا کالایی است که حساسیت خیلی زیادی روی آن هست یعنی چه بخواهیم و چه نخواهیم نفت یک کالای سیاسی است.

به این دلیل که از یک طرف دولت را تغذیه می‌کند و از سوی دیگر در حافظه تاریخی ما نفت به عنوان محصولی شناخته می‌شود که باعث چشم‌داشت کشورهای دیگر به منابع ما شده است و از همین رو روابط ما با دنیا تحت تاثیر نفت، روابط غیرعادلانه‌ای بوده است، این مساله هم باعث شده که این بخش بیش از حد معمول تحت مراقبت باشد و این تحت مراقبت بودن باعث اعمال کنترل‌های شدید روی آن شده است. از سویی نیز، نفت کالایی است که سرمایه‌بر و تکنولوژی‌بر است و تکنولوژی آن درگیر روابط بین‌المللی محدود است، بازار داخل هم که به واسطه قوانین یارانه‌ای محدود است. وقتی همه اینها را کنار هم بگذاریم شرایط فعلی چندان دور از ذهن و غیرمنطقی به نظر نمی‌آید و در واقع همین تعداد که نفت در شرایط فعلی تولید و فعالیت دارد علی‌رغم همه محدودیت‌هایی که وجود دارد ناشی از علاقه و تلاش مدیران و کارکنان نفت طی سال‌های متمادی است که تلاش کرده‌اند این صنعت را سرپا نگاه داشته و نفت تولید کنند. حل بخشی از این مسائل، مشکل است به ویژه در روابط بین‌الملل، خارج از حوزه تشکیلات نفت است.

منبع: هفته نامه میهن