تبلیغات
تلویزیون ایران - گردشگری و چالشهای زیست محیطی
شناخت ویژگیهاى جامعه شناختى و فرهنگى عربستان، به عنوان كشورى كه مهد اسلام است و زمامداران آن اكنون داعیه رهبرى بر جهان اسلام را دارند، از همه لحاظ، ضرورى است. كشورى كه از اتحاد عجیب خاندان آل سعود و اندیشه هاى وهابى بوجود آمده است.

اگر در گذشته امیران آل سعود، زندگى سنتى داشتند و مى توانستند ظاهرى از اسلام را رعایت كنند اما اكنون بعد از سفر به غرب و آشنایى با زندگى غربى، ظاهر سازى ممكن نیست، در نتیجه براى رعایت توازن، باید امتیاز بیشترى به وهابیت بدهند. و بیشتر به باج خواهى آنها تن دهند، تا این اتحاد حفظ شود. بدون شك این امتیاز، بازگذاشتن دست وهابیت در مسائل دینى جامعه و هدایت جنبشهاى مسلح ضد شیعى در خارج است.

اتحاد پادشاهى مطلقه و وهابیت تكفیرى و سلفى، نظامى را بوجود آورده كه خوب یا بد نقش مهمى در ترسیم تاریخ بشریت و سرنوشت آینده انسان در این كره خاكى دارد.

اتحاد آل سعود و وهابیت، اتحاد قله هاى رفاه، شهوت و هوسرانى از یك طرف و اندیشه هاى خشن، غیر عقلایی دینى مى باشد. در نتیجه به سادگى مى توان دریافت كه تعارض و تناقض ویژگى اصلى این كشور است. ولى در این راستا آنچه كه جلب توجه مى كند، این است كه على رغم صدها بحران اخلاقى و اجتماعى كه در این كشور وجود دارد و بخش كوچكى از آن را بیان خواهیم كرد، جوانان این كشور به وطن خود كاملاً پایبند بوده، و با تمام نواقص آنرا بر كشورهاى دیگر ترجیح مى دهند و حتى در صدد انجام اصلاحاتى در آن هم نیستند. البته پیشاپیش اعتراف مى كنیم كه در این نوشته تنها به نقاط ضعفها اشاره شده است.

كارگران خارجى

اولین ویژگى این كشور، وجود نظام برده دارى قانونى با لعابى نوین است. كارگران زن و مرد بیشتر از كشورهاى جنوب آسیا و یا از كشورهاى عربى هستند كه معمولا تعصب سیاسى یا فعالیت آزادیخواهانه ندارند. بخش بزرگى از ساكنان این كشور و نیروى كار آنرا تشكیل مى دهند كه به هیچ وجه بعید نیست در صورت بروز جنگى در منطقه، مورد سوء استفاده كشورهاى درگیر جنگ قرار بگیرند، شورش چند ساعته این طبقه به هدف انتقام از شهروندان عربستانى، مى تواند به سرنگونى حكومتها منجر شود.

 برخى ها بر این باورند كه این كارگران كه در خانه ها به پست ترین كارها مشغول هستند و خیلى از آنها مورد تعرض جسمى و جنسى قرار مى گیرند، همچون سوپاپى براى تخلیه عقده هاى سیاسى شهروندان، ایجاد شده اند. مردم عربستان تمام عقده ها و كینه هاى خود از نظام را بر سر این برده ها خالى مى كنند. گزارش سازمان "هیومن رایتش" تحت عنوان "گویا من انسان هستم" بهترین دلیل است.

این كارگران در مهد اسلام با یك تبعیض نژادى به تمام معنى روبه رو هستند. خشونتها و رفتارهاى غیر انسانى نسبت به این كارگران به حدى شدید است كه دولت اندونزى در سال 2008، مهاجرت اتباع خود به عربستان را متوقف نموده و خواستار تصحیح قوانین مربوطه و حمایت قضایى و انسانى از كارگران خارجى شده است.

گزارشهاى رسمى حاكیست مراكز كاریابى و انتقال كارگران مهاجر ماهانه حدود 1500 شكایتنامه از كارگران زن سریلانكایى كه تعداد آنها به حدود 800هزار زن مى رسد، دریافت مى كنند، اما زنان سایر كشورها كه حكایت دیگرى دارد.

"صالح بن سعد اللحیدان" مشاور قضائى دولت در مصاحبه اى با روزنامه الوطن بیان كرد: "سست بودن پایه هاى اخلاقى خانواده ها باعث شده كه كارگران زن مورد تعرض جنسى صاحبخانه و یا فرزندان قرار بگیرند. در برخى از گزارشها، آمار این تعرض جنسى در عربستان به 40% مى رسد". نمونه مشهور این تعدى جنسى را در تجاوز 13 جوان عربستانى به یك كارگر زن فیلیپینى مى توان دید. این خبر زمانى فاش شد كه مشخص شد، این كارگر مبتلى به ایدز بوده است.

خانواده هاى از هم گسیخته

فشارهاى اجتماعى و عرفى جامعه و فعالان دینى از یك طرف، الگوهاى پر زرق و برق و رفاه زده امیران و امیره ها از طرف دیگر، باعث شده خشونت در خانواده ها رواج گسترده اى داشته باشد. مركز مبارزه با خشونت در شهر ریاض طى گزارشى بیان كرد: حدود 45% كودكان عربستان مورد اذیت و آزار روزانه قرار مى گیرند و با توجه به اینكه 60% ساكنان این كشور را كودكان تشكیل مى دهند، به سادگى مى توان میزان رواج خشونت در این كشور را حدس زد. زنان على رغم اینكه به شدت مورد محاصره ارزشهاى عرفى و فرا دینى جامعه هستند، باز هم شاهد رفتارهاى خشونت آمیزى هستند ولى در این مورد داستانهاى كودك آزارى در عربستان بیش از همه مشمئز كننده است.

داستانهاى كه كمتر در جوامع انسانى رخ مى دهد. یك دختر 11 ساله در "حى السلام" محله اى در شرق ریاض طى خبرى كه در همه رسانه هاى جهانى منعكس شد، تنها بخاطر اینكه با پسر همسایه صحبت كرده بود، در زیر شلاقهاى پدرش جان داد. و در خبرى دیگر بیان شد كه پدرى عربستانى در محله "فیصلیه" در شهر جده، دختر 19 ساله خود را با چاقوى آشپزخانه سر بریده و سر او را به طور كامل از بدنش جدا كرد.

ازدواج رسمى و دینى با كودكان

براى اینكه ناهنجاریهاى عربستان ناشى از گذار طبیعى صنعتى شدن فرض نشود و براى اینكه تاثیر جریان دینى عقل ستیز وهابیت در این ناهنجاریهاى اجتماعى مشخص شود، باید به پدیده ازدواج مردان عربستانى با دختران خردسال اشاره كنیم، این پدیده تنها در عربستان وجود داشته و در سایر كشورهاى عربى حاشیه خلیج نیز رواج ندارد.

در عربستان، مردان حق دارند با دختركانى كه شاید 10 سال بیشتر ندارند، ازدواج رسمى و دینى كنند. زیرا قوانین عربستان هیچ حد و مرز سنى براى ازدواج مشخص نكرده و تنها رضایت والدین را در این ازدواجها شرط دانسته است. رسانه هاى داخلى عربستان مدتى پیش دو مورد - ازدواج پیر مرد هفتاد ساله با دختر 11 ساله و ازدواج مرد پنجاه ساله با دختر هشت ساله - را درز داد.

تعارض قوانین دینى وهابى با ارزشهاى انسانى در آمار بالاى طلاق نیز نمود دارد. آمار طلاق در عربستان بین كشورهاى حاشیه خلیج فارس، رتبه اول را به خود اختصاص داده و گزارشهاى مختلف سال 2007 تاكید دارد كه آمار طلاق در این كشور به 60% ازدواجها مى رسد. و با توجه به رواج شدید ازدواج با زنانى از سایر كشورهاى عربى و غیر عربى، باید به بحران خطرناك، بدون همسر ماندن طبقه گسترده اى از دختران عربستانى اشاره كرد كه بر اساس گزارشهاى رسمى، حدود 30% دختران 15 تا 35 ساله، فرصت ازدواج نیافته و به عبارتى از 4572231 دختر دم بخت عربستانى، حدود 1529418 دختر ازدواج نكرده اند كه در كنار آمار 60% طلاق به سادگى و با حساب "دو دوتا چهارتا" مى توان گسترش فساد و بى بندو بارى و بى عفتى در این كشور، و البته در پشت دیوارهاى آجرى و در زیر نقابهاى سیاه را حدس زد.

تغییر شكل رفتارهاى جنسى از شهوت به هوس

رفتارهاى جنسى دوران نوجوانى و جوانى، از لحاظ اجتماعى و حتى از لحاظ دین مبین اسلام یك رفتار كاملا هنجار است. حد و مرزهاى منطقى كه دین مبین اسلام براى این رفتارها ترسیم كرده، مى بایستى به خلاقیت هنرى، تحرك و پیشرفت جوانان منتهى شود.

ولى در سایه الگوهاى رفتارى كاملا بى بند و بار شاهزادگان، شاهد رواج خشونت و آداب و رسوم غیر انسانى بوده و در نتیجه رفتار كاملا طبیعى جنسى جوانان از حالت شهوت به بحران هوس تبدیل مى شود. و در سایه چنین تضادى است كه مى بینیم حدود 70% از فایلهاى موجود در موبایلهاى نوجوانان عربستانى داراى صحنه ها و تصاویر جنسى بوده و البته 8.6% بقیه نیز صحنه هاى خشونت آمیز را نشان مى دهد.

آمار جرم و جنایت در عربستان فقط در عرض یك سال، بین 2007 و 2008، به میزان 14% رشد داشته و از 78737 پرونده جرایم ثبت شده حدود 27888 پرونده آن مربوط به تجاوز جنسى و اذیت و آزار جنسى است كه با توجه به اینكه جرایم جنسى از جرایم پوشیده جامعه هستند و بر خلاف جرایم ضرب و شتم كمتر به سطح آب آمده و علنى مى شوند، مى توان عمق فاجعه را درك كرد. در مقایسه اى علمى بین كشور عربستان و كشور بحرین در مى یابیم كه آمار جرایم جنسى در عربستان 35% كل جرایم بوده در حالى كه این آمار در بحرین فقط 10% است. حتى اگر آمار مربوط به پرونده هاى جنسى "جرایم علیه اشخاص" را به آن نیز اضافه كنیم، باز هم به هیچ وجه قابل مقایسه با آمار عربستان نخواهد بود، زیرا بخش زیادى از جرایم جنسى در بحرین را شهروندان عربستانى در تعطیلات آخر هفته خود در بحرین مرتكب مى شوند.

از نماد هوس شدن رفتار جنسى مى توان به سفر شهروندان عربستان به بحرین اشاره كرد. بعد از ساخت پل "ملك فهد" بین عربستان و بحرین، شهروندان عربستان این فرصت را پیدا كردند كه تعطیلات خود را در كشور آزادى همچون بحرین سر كنند. حجاب در بحرین الزامى نبوده و دولت در خیلى از مسائل در محدوده هاى خاصى سختگیرى نمى كند.

جالب اینجاست كه در صورت هوس شدن رفتار جنسى، هر چقدر دولت بخواهد با برداشتن فشارهاى نابجا، شرایط را تصحیح كند، درمى یابد كه این هوس ها سیرى ناپذیر بوده و جوانان هوس زده خواهان آزادى جنسى بیشتر مى باشند. حتى اگر روابط جنسى در كوچه و بازار مشروع شود، باز هم شعارشان "هل من مزید" خواهد بود.

آمار بالاى جرم و جنایت

آمار بالاى جرم و جنایت در عربستان، وقتى خوب نمایان مى شود كه كشور عربستان را با كشورهاى كاملا مشابه از لحاظ ساختار و بافت مانند بحرین و امارات مقایسه كنیم. واحه هاى سرسبز شهوت در صحراى هوس، در زیر آسمان دلگیر وهابیت، زمینه بسیار مناسبى را براى جرم و جنایت مهیا كرده است. اختلاف طبقاتى، بى بند و بارى طبقه مرفه جامعه كه الگوى زندگى و مصرف جوانان عربستانى را تشكیل مى دهند، نیز مزید بر علت است. نمایه اى از آمار بالاى جرم و جنایت را در بحث قبلى مطرح كردیم و اكنون تنها مى خواهیم به ابعاد فراملى مجازاتهاى به ظاهر دینى عربستان مانند حرابة و اعدام اشاره كنیم.

عربستان اكنون تنها كشورى است كه براى مجازات كردن محكومین دادگاه ها، از شمشیر استفاده مى كند، و جرم بسیار "كش و قوس دارى" به نام جرم مفسد در قوانین این كشور وجود دارد كه قابل تطبیق بر خیلى از اعمالها و رفتارهاى عمومى و سیاسى انسانهاست و مجازات آن به این صورت است كه سر محكوم با شمشیر از تن او جدا شده و در حالى كه بدن وى آویزان است، سر او براى مدتها در كنار بدن وى رها مى شود، تا مردم در هنگام عبور و مرور، در حالى كه بستنى مى خورند یا تخمه مى شكنند، از این صحنه ها عبرت بگیرند.

و البته جوانان عربستان از فرصت استفاده كرده و با ضبط صحنه هاى اعدام بوسیله موبایل، اینترنت و سایت "یوتوپ" را پر از چنین صحنه هاى مى كنند. و آخرین آنها صحنه هاى اعدام و پس از اعدام "احمد عنزى" است كه در یكى از میدانهاى شهر ریاض رخ داد. هنوز در این كشور، بستگان دخترى كه مشكوك شوند تماس یا ارتباط یا نگاهى با نامحرم داشته، بر خود واجب مى دانند كه ننگ این ارتباط و این نگاه را از دامان خود پاك كرده و جسد دختر را در گوشه اى رها كنند.

پلیس آداب یا هیات امر به معروف و نهى از منكر

عربستان قانون مدون نداشته و قوانین قضایى آن عبارت است از مجموعه فتواهاى علماى خوش فكر و خوش سیمایى مانند "كلبانى" ! و قضات دادگاه ها نیز در استفاده از هر فتواى آزادى عمل دارند. براى شناخت وضعیت عدالت در عربستان لازم است كه با هیات امر به معروف و نهى از منكر، آشنا شویم. اعضاى این هیات حق خود مى دانند كه در همه ابعاد زندگى مردم عادى و نه شاهزادگان دخالت كنند. و در امر به معروف و نهى از منكر خود از هر اهانت و تعدى به دیگران ابایى ندارند، تا آنجا كه در حادثه "سلمان الحریصى" در سال 2008 به اتهام ساخت مشروب، چنان مورد ضرب و شتم قرار گرفت كه در نهایت در زیر دست و پاى آنها جان داد.

هیات امر به معروف و نهى از منكر، كه فوق قانون عمل مى كند، مجموعه اى از جوانان هستند كه به ظاهر بر اساس اندیشه هاى اسلامى بسیج شده اند و نماد خودكنترلى جامعه بر خود و نماد وجدان جمعى انسانهاست. ولى وقتى این هیات به صورت یك سازمان دولتى در مى آید كه هدف آن تخلیه عقده هاى یك جناح سیاسى معین در قبال امتیازاتى است كه جناح سیاسى دیگر دریافت كرده، دیگر نمى تواند چنین نقشى را ایفا كند. و به یك تافته جدا بافته اى تبدیل خواهد شد كه به هیچ وجه نمى تواند، نماد وجدان جمعى یك جامعه مذهبى باشد.

قلع و قمع سیاسى

همه شهروندان عربستانى از كوچك تا بزرگ، خوب مى دانند كه واكنش حكومت در قبال دخالتهاى سیاسى شهروندان چه مى باشد. همه آنها خوب مى دانند كه اگر دست از پا خطا كنند، با چه قلع و قمعى روبه رو مى شوند، كمتر جوان عربستانى را مى توان دید كه به مسائل سیاسى علاقه اى نشان بدهد، البته اكنون شاهد جریانهاى ضد حكومتى هستیم كه در واقع جریانهایى است كه ناشى از تقابل جناحهاى داخلى حكومت است و به هیچ وجه اپوزیسیون واقعى نمى باشد. ولى به هر حال دولت عربستان موضع خود را در هر دخالتى كه به اصل حاكمیت خاندان آل سعود باز مى گردد، به شهروندان "بالتى هى احسن" تفهیم كرده است! این طور نیست كه مرزهاى مجاز و غیر مجاز بر كسى ملتبس باشد.

 همه خوب مى دانند كه در یك كشور دموكراتیك و جمهورى خواه قرار دارند یا در یك نظام پادشاهى مطلقه و مستبد و بر همین اساس نیز فعالیتهاى سیاسى و اجتماعى نیز نهادینه شده است. در عربستان شخصیت اجتماعى یا رسانه اى و یا سیاسى خوب مى داند، اگر خط قرمزها را در نوردد، به اشد وجه مجازات مى شود، و البته حساب كار مردم عادى كه روشن است. اگر این افراد به پرده هاى كعبه هم آویزان باشند، به شدیدترین وجه تار و مار مى گردند. این امر عملا در شورش "جهیمان العتیبى " و "محمد القحطانى" در سال 1979 رخ داد، بدین جهت در عربستان كمتر كسى جرات بحث سیاسى را دارد.

هر كسى كه به این وضعیت سیاسى اعتراض دارد مى تواند اعتراض خود را در عراق یا افغانستان با منفجر كردن خود در میان شیعیان به گوش دربار برساند. و هر كسى به وضعیت اجتماعى اعتراضى دارد مى تواند، عقده هاى خود را سر كارگران خارجى خالى كند و یا مى تواند سفرى تفریحى به خارج داشته باشد. و هر كسى از وضعیت اقتصادى در رنج است مى تواند با اشتغال در سازمانهاى وهابى در اقصا نقاط جهان، مردم را به شیعه كشى فرا بخواند. پس طبیعى است كه جوانان این كشور بر خلاف سایر كشورهاى جهان سومى، على رغم بافت سیاسى و اجتماعى بحران زده این كشور، به میهنشان پایبند بوده و حتى بعد از مهاجرت به خارج، ارتباط خود را با وطنشان حفظ مى كنند.
به نقل از تابناک