تبلیغات
تلویزیون ایران - کاخ سفید در پی تضعیف دولت اسلام آباد و تجزیه پاکستان
در میزگرد ایرنا پیرامون بررسی سیاست های آمریکا در پاکستان مطرح شد:
کاخ سفید در پی تضعیف دولت اسلام آباد و تجزیه پاکستان
کارشناسان مسائل بین المللی در میزگردی با عنوان "بررسی سیاست های آمریکا در پاکستان" تاکید کردند کاخ سفید به دنبال تضعیف دولت اسلام آباد در راستای بهره برداری از آن در جهت سیاست های خود در منطقه شبه قاره است.
در این میزگرد که به میزبانی خبرگزاری جمهوری اسلامی برگزار شد، " ابوالفضل ظهره وند" دیپلمات و سرکنسول سابق جمهوری اسلامی ایران در افغانستان و "سعدالله زارعی" پژوهشگر و عضو شورای سردبیری روزنامه کیهان به بیان دیدگاه ها و نقطه نظرات خود در خصوص سیاست های آمریکا در پاکستان پرداختند.
مشروح مطالب مطروحه در این میزگرد به شرح زیر است:

** آمریکا به دنبال تجزیه پاکستان است
سعد الله زارعی در ابتدای این میزگرد با تشریح وضعیت تاریخی پاکستان گفت آمریکا به منطقه تسهیل دستیابی به اهداف خود در منطقه شرق آسیا، با تشدید تنش و بحران در پاکستان سعی در تجزیه این کشور دارد.
وی در ادامه گفت: در این موضوع به نظر من قبل از پرداختن به مسئله پاکستان، باید دید که اساسا آمریکا در مناطقی از شرق آسیا، جنوب شرق آسیا و آسیای میانه که از کشورهای مسلمان غیرعرب نظیر پاکستان، افغانستان، ایران،مالزی و اندونزی چه هدفی را دنبال می کند؟

** ایران،هند، چین و روسیه قدرتهای مهم اطراف پاکستان و افغانستان
این کارشناس مسایل بین المللی موضوع "علت حضور آمریکا در مناطق یاد شده" را یکی از کلیدی ترین سوالات مربوط به این مناطق دانست و گفت: برنامه های آمریکا در این مناطق، برنامه هایی کلیدی و دنباله دار است و باید به این نکته مهم و حساس توجه داشت که اطراف دو کشور افغانستان و پاکستان، چهار قدرت مهم روبه رشد فزاینده شامل ایران، چین، هند و روسیه قرار گرفته اند که این موضوع از اهمیت و حساسیت ژئوپلتیکی فوق العاده ای برخوردار است.
عضو شورای سردبیری روزنامه کیهان تاکید کرد: براساس گزارش های دستگاه های اطلاعاتی آمریکا، در قرن بیست و یکم و به خصوص از سال 2020 به بعد چینی ها، هندی ها، ایرانی ها و روس ها، جای بسیاری از قدرت های فعلی حاضر در عرصه بین الملل را می گیرند و به عبارت دیگر، قاره آسیا جایگزین اروپا در عرصه روابط بین الملل می شود.
زارعی اظهار داشت: بنابراین از نظر آمریکایی ها این نقطه یک نقطه حساس سیاسی، اقتصادی و ژئوپلتیک است و اینگونه پیش بینی ها از سوی دستگاه های اطلاعاتی آمریکا به این معنا است که کاخ سفید طرح هایی را برای مهار چهار کشور قدرتمند یاد شده دارد.
وی افزود: بنابراین ما باید برنامه ها و تدارکات فعلی آمریکا را در این حوزه در راستای این پیش بینی های اطلاعاتی و برنامه ها و طراحی های آن تجزیه و تحلیل کنیم.

** آمریکا اسلام گرایی را چالشی برای کشورهای مسلمان غیرعرب می داند
زارعی در ادامه با اشاره به موضوع اسلام گرایی و حضور مسلمانان در منطقه گفت: از منظر آمریکایی ها، اسلام گرایی یک چالش برای کشورهای غیرعرب شرق و جنوب شرق آسیا و آسیای میانه است که با اسلام کشورهای عربی دارای یک سری ویژگی های خاص است. به گفته زارعی، اسلام در منطقه عربی یک وجهه غیر دموکراتیک دارد و با رژیم های سنتی پیوند خورده است و انعطاف پذیر نیست و کمتر می شود نشانه های تمدن را در آن جستجو کرد اما اسلام شرقی و در حوزه کشورهای غیر عرب کاملا متفاوت و توام با دموکراسی است.
وی افزود: در پاکستان شاهد یک دموکراسی دیرینه هستیم و از همان سال 1947 که این کشور تاسیس شده، مقوله ای به اسم دموکراسی، تحزب و رقابت های انتخاباتی و حق رای در آن مطرح بوده است.
عضو شورای سردبیری روزنامه کیهان تصریح کرد: اگر چه خیلی ها دموکراسی پاکستان را به دلیل بروز برخی از خشونت ها، هنوز هم یک دموکراسی نابالغ می دانند، ولی به هر حال نظام سیاسی در پاکستان با انتخابات عجین است. در اندونزی و مالزی هم وضعیت مشابهی وجود دارد و در ایران هم شاهد یک دموکراسی در کنار اسلام هستیم. در ترکیه هم که یک کشور غیر عرب اسلامی است شاهد یک اسلام توام با دموکراسی هستیم.
** انقلاب اسلامی چالش اول آمریکا و اروپا
زارعی با بیان اینکه کشورهای پاکستان و افغانستان در مجاورت کشوری با انقلاب اسلامی قرار گرفته اند گفت: تردیدی نیست که انقلاب اسلامی چالش اول آمریکایی ها و اروپایی ها در دنیاست و مهار انقلاب اسلامی یکی از برنامه های اساسی آمریکایی ها طی سه دهه گذشته بوده و الان هم در دستور کار آن قرار دارد.

** آمریکا به دنبال "افغانیزه" کردن پاکستان
این کارشناس مسائل بین الملل اظهار داشت: آمریکایی ها با پیوند زدن بین پاکستان و افغانستان، تلاش می کنند که به نوعی پاکستان را هم "افغانیزه" کنند. افغانستان امروزی چیزی بیش از یک دولت بی ثبات، یک کشور اشغال شده و تحت سیطره ناتو نیست. کشوری است که از لحاظ ارتباطات و مقوله مواد مخدر یک چالش عمده برای جمهوری اسلامی است و یک فرصت برای غربی ها برای پیاده کردن برنامه های خودشان محسوب می شود.
بنابر این آمریکا به دنبال این است که شرایط مشابه شرایط افغانستان را در پاکستان ایجاد کند و با بی ثبات کردن پاکستان و کشاندن آن به سمت تجزیه بستر مناسبی را برای رسید به اهداف منافع خود در منطقه ایجاد کند.

** آمریکا به دنبال ایجاد دولت مزاحم برای هند
زارعی با بیان اینکه یکی از اهداف امریکا از تجزیه پاکستان، ایجاد یک دولت مزاحم برای کشور قدرتمند هند است، افزود: بی ثبات سازی پاکستان به طرق مختلف در حال انجام است که ایجاد شکاف های قومی یکی از این روش ها است. موضوع استقلال ایالت "سرحد" بخشی از طرحی است که آمریکایی ها برای تجزیه پاکستان در نظر دارند و به دنبال جدا کردن این ایالت شمالی از پاکستان و تشکیل یک کشور با پشتون های جنوب و غرب افغانستان هستند تا از این طریق یک دولت مزاحم برای هند ایجاد شود
زارعی افزود: برخلاف آنچه که برخی ها تصور می کنند ، آمریکا به دنبال ایجاد یک دولت قوی وابسته به کاخ سفید در پاکستان نیست بلکه برعکس سعی در تضعیف دولت مرکزی این کشور دارد و رفتار آمریکایی ها در طول هفت یا هشت سال گذشته به خصوص بعد از 11 سپتامبر، نشان داده که هیچ گاه اجازه نداده اند که در اسلام آباد یک دولت قوی شکل بگیرد.
این کارشناس مسائل بین الملل ادامه داد: دولت پرویز مشرف، یک دولت نسبتا قوی بود و با آمریکایی ها هم چندان مشکلی نداشت و خدمات لازم را به واشنگتن می داد اما آمریکایی ها سیاستشان این نبود که اسلام آباد بتواند در برابر برنامه های کلان تجزیه طلبی آمریکا مقاومت کند.
بنابراین آنها از طریق یک برنامه سیاسی مشرف را آرام آرام از قدرت به زیر کشیدند و در زمان حاضر شاهد یک دولت ضعیف در اسلام آباد هستیم که از نظر قوام و دوام با دولت مشرف قابل مقایسه نیست و هر لحظه ممکن است سقوط کند.

** حوادث سین کیانگ چین ناشی از برنامه امریکا در پاکستان
سعدالله زارعی گفت: آمریکایی ها برای پیشبرد اهداف خود یک طرح دامنه دار خطرناک در پاکستان در پیش گرفته اند که کشورهای همسایه باید نسبت به آن بسیار حساس باشند چون اتفاقی که در پاکستان بیفتد، اعم از جنگ خانگی و یا اشغال این کشور، دود آن به چشم تمام کشورهای همسایه خواهد رفت و این مساله ای است که چینی ها از همین حالا در حال لمس آن هستند.
وی افزود: اتفاقاتی که در ایالت سین کیانگ چین رخ داد، دقیقا متاثر از برنامه های آمریکا در پاکستان بود. آمریکایی ها از جریان شورش در سین کیانگ حمایت کردند و رهبر آن را تقویت کردند و این نشان می دهد که تحولات پاکستان بسیار مهم و تاثیر گذار است.

*** ابوالفضل ظهره وند: اسلام و تهدید هند دو پایه استواری چهار ایالت پاکستان بوده اند
سرکنسول سابق ایران در افغانستان در این میزگرد گفت: تجزیه پاکستان البته یک برآورد است. پاکستان کشوری است که در شبه قاره در سه یا چهار دهه اخیر بیشترین بد اقالی را داشته است. کشوری گرفتار است و این گرفتاری آن به حدی است که موقعیت ژئوپلتیک آن را در مراحل مختلف با چالش های مختلف مواجه کرده که این چالش می تواند و می توانسته به تجزیه ختم بشود.
این کارشناس مسائل شبه قاره گفت: چهار ایالت پاکستان بر روی دو پایه استوار مانده اند، اولی آن بحث اسلام است. چهار ایلاتی که چهار زبان مختلف دارند و چهار قوم مختلف و بعضا متعارض در آن زندگی می کنند، را در کنار هم قرار داده و نگهداشته است و دومی تهدید هند بوده است که همواره این چهار قوم و چهار ایالت را در کنار هم قرار داده است.
وی افزود: یک جامعه ای با بیش از 170 میلیون جمعیت، بیش از 50 در صد زیر خط فقر، میزان بی سوادی بالای 80 درصد. بنا به ملاحضاتی این کشور تلاش کرده تا بقای خود را حفظ کند که هر از چند گاهی برای خود هم ظرفیتی را فراهم کند. هرچند که این ظرفیت های داخلی برای پاکستان پایدار هم نبوده است و نیاز به باز تعریف دارد.
وی تاکید کرد: یکی از گرفتاری هایی که پیش آمد، این بود که تا قبل از انقلاب اسلامی و اوائل آن پاکستان ایران را همواره عمق استراتژیک خود در برابر هند می دانست. بعد از انقلاب این مساله تغییر کرد. همین طور رویکرد مقامات اسلام آباد برای باز تعریف یک ظرفیت جدید در برابر هند نیز تغییر کرد و این مساله در تعامل با غرب و کشورهای عربی از جمله عربستان سعودی بود تا بتواند نقش کارگزاری در برخورد با موضوع تهاجم شوروی سابق به افغانستان ایفا کند.

*** پاکستانی کشوری ورشکسته است
سرکنسول سابق جمهوری اسلامی ایران در افغانستان اظهار داشت: با فروپاشی شوروی سابق و قبل از آن با خروج روس ها از افغانستان، این ظرفیت بار دیگر از دست رفت. اقدام بعدی پاکستان برای بازتعریف این ظرفیت برای غرب، تعریف یک ظرفیت جدید برای مهار انقلاب اسلامی است که این کارگذاری را بار دیگر برای سعودی، انگلیس و آمریکا در قالب شکل دهی به پدیده مدارس طالبان انجام داده است.
وی ادامه داد: البته کلید این مدارس از دوران ضیاء الحق شروع می شود اما جامعه پاکستان همان گونه که می دانید تا بیش از 80 درصد "بریلوی" هستند یعنی از نظر مذهبی شافعی مذهب محسوب می شوند و به نوعی به اهل بیت ارادت دارند. کمتر از بیست درصد جامعه پاکستان "دیوبند" هستند و تفکر "جوبندی" دارند که نوعی در واقع تفکر سلفی است. این مدارس با تفکر سلفی و جوبندی در حال فعالیت هستند و کلید طالبان را هم در این مدارس که مرکز اصلی آن در منطقه ای به نام "اخوره اتک" قرار دارد، برای اولین بار در آنجا شکل گرفت و دیده می شود و رهبران آن در آنجا گرد هم می آیند.
ظهره وند معتقد است: غرب در حال حاضر به دنبال بی ثبات کردن دولت اسلام آباد نیست. دولت پاکستان همواره از کمک های غرب استفاده کرده است. سیستم نظامی این کشور کاملا آمریکایی است. اسلام آباد کلا ضعیف است. این کشور به طور کلی می توان گفت که ورشکسته است. پاکستان با دارا بودن 170 میلیون جمعیت منابع آنچنانی نیز ندارد. قسمت عمده ای از درآمد ملی خود را نیز صرف تامین ارتش خود می کند.
سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا افزود: از بد شانسی های دوباره پاکستان وقوع آن حادثه 11 سپتامبر است. تا قبل از این حادثه، آنها توانسته بودند به ابزاری تحت عنوان "طالبان" دست پیدا کنند.

*** یکی از خط قرمز های پاکستان خط مرزی دیوراند است
ظهره وند تاکید کرد: پاکستانی ها در بحث امنیت ملی شان مساله ای را دارند به عنوان "خط دیوراند" که این خط در واقع برایشان خط قرمز است. زیرا این خط در سال 1997 دوره اش به پایان رسیده و باید به افغانستان باز گردد. این مساله چیزی نیست که پاکستانی ها بتوانند از آن بگذرند.
وی خاطر نشان کرد: در کنار مساله کشمیر که برای پاکستانی ها یک مساله ملی است، مساله دیوراند قرار دارد که تمام سیاست هایی را که آنها سعی کردند در قبال افغانستان اجرا کنند، از منظر امنیت ملی شان، خط دیوراند و تاثیر گذاری بر قدرتی است که در کابل شکل می گیرد تا بتواند مساله دیوراند را منتفی شده اعلام کنند.
سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران درایتالیا گفت: پاکستانی ها به دنبال تعامل با کابل بودند تا بتوانند مساله دیوراند را حل کنند. واقعه 11 سپتامبر مشرف را مجبور به همکاری با آمریکایی ها کرد زیرا آنها تهدید می کردند که اگر همکاری نکند، خودشان حمله خواهند کرد.
سرکنسول سابق جمهوری اسلامی ایران در افغانستان اظهار داشت: حمله به پاکستان یعنی همان تجزیه که اعلام می کنند. زیرا این مناطق مستعد این مسئله هستند. همین الان هم بلوچستان پاکستان مستعد این مسئله است. حتی در سند که به نوعی مرکز سیاسی آنها محسوب می شود، این استعداد وجود دارد، در سرحد که مناطق قبایلی پاکستان به مناطق قبایلی افغانستان متصل می شود نیز این استعداد وجود دارد و در حال حاضر نیز به صورت خودمختار اداره می شوند.
وی خاطر نشان ساخت: در عین حال هند در حال تقویت روابط خود با غرب، افغانستان و رژیم صهیونیستی است و وقتی این شرایط در کنارهم قرار می گیرد، دورنما برای پاکستان به هیچ عنوان خوب نیست.اسلام آباد باید به سمت ظرفیت های داخلی خود حرکت می کرد و راحت آنها را در اختیار غرب نمی گذاشت. امروز غرب برای به دست آوردن منافع خود در افغانستان، پاکستان را به مسلخ برده است.

*** رویارویی ارتش با طالبان یک وضعیت پارادوکسیکالی است
این کارشناس مسائل شبه قاره اظهار داشت: همکاری پاکستان با غرب این کشور را در وضعیتی پارادوکسیکالی قرار می دهد زیرا ارتش از یک شان و مقامی در میان مردم برخوردار است، ستون امنیت ملی آنهاست و امروز ارتش علیه طالبان که مظهر اسلام که یکی از عناصر وحدت بخش میان ایالت های پاکستانی است، قرار می گیرد. این دیپلمات ایرانی گفت: نکته ای که ما باید به آن توجه کنیم این است که سیستم حاکم در پاکستان سکولار است. این در حالی است که این کشور یک جمهوری اسلامی است. سطوح بالای ارتش نیز به همین صورت است ولی بدنه ارتش اسلامی است.
ظهره وند ادامه داد: این اتفاق در حقیقت یک نوع پارادوکس به وجود آورده است و به همین خاطر بود که آمریکایی ها تا آخر هم به صداقت پرویز مشرف اعتماد نکردند. دلیلی که آنها پرویز مشرف را برداشتند به خاطر بازی دوبلی بود که انجام می شد. از یک نظر به بعضی از مواضع طالبان حمله می شد، اما از یک بعد دیگر ISI که نیروی اطلاعاتی نیروی زمینی ارتش پاکستان است، این کمک هم می کرد.

*** مشرف قربانی بازی آمریکایی ها شد
سرکنسول سابق جمهوری اسلامی ایران در افغانستان ادامه داد: نکته ای که باید اضافه کنم این است که درست است که پاکستان در مسیر دموکراسی بسیار تلاش کرده است و مردم آن برای آن بسیار ارزش قائل هستند اما به دلیل وقوع چند کودتا در این کشور موضوع دموکراسی خدشه دار شده است و ارتش آمده و بازی را برهم زده است. رویکرد کلی در سیاست پاکستان این است که به سمت حکومت های غیر نظامی پیش بروند. به همین خاطر است که آمریکایی ها تلاش کردند تا یک آن بازی دوبل را جمع کنند و دومهره های خودشان را به صحنه سیاسی در پاکستان بازگردانند. پرویز مشرف در اینجا در حقیقت قربانی این ماجرا شد.
این کارشناس مسائل شبه قاره گفت: مشرف به دلیل تلاش برای صیانت از یکپارچگی و وحدت پاکستان با آمریکایی ها همکاری می کرد. در دوره زرداری، تروری که صورت گرفت مقداری از نقشه غربی ها و آمریکایی ها را بر هم ریخت. زرداری پیش از آنکه یک سیاستمدار باشد، یک تاجر است.
وی افزود: در این مقطع باز شما موضوع طالبان را می بینید که فشار وارد می کنند تا بحث طالبان در اینجا مهار شود. ارتش تمایلی به این کار نداشت و از طرف دیگر آقای زرداری چه به دلیل انگیزه شخصی، زیرا همسرش ترور شده بود و همین طور قصدی که برای نجات سیستم پاکستان از افراط گرایی دارد، خواهان عکس العمل بود ولی نه توان و نه تجربه لازم را برای تعامل با طالبان برای رسیدن به اهداف ملی اش ندارد.

*** حضور ناتو در سرحد یک بلوف بود
وی تاکید کرد: همکاری با طالبان در ارتش و ISI این طور نیست. لذا شما می بینید وقتی که آنها تهدید می شوند اگر همکاری نکنید، ناتو وارد منطقه سرحد خواهد شد و این یعنی علی الظاهر تجزیه، پاکستانی ها در اینجا فریب غربی ها را می خورند و این به دلیل تعارضاتی بود که در نظام تصمیم گیری خود داشتند. این مساله به نظر من یک بلوف بود.
ظهره وند تصریح کرد: پاکستان موضعی را که در دهه قبل برای غرب داشته است را از دست داده است. یعنی اگر بخواهیم اولویت آمریکایی ها را در منطقه بدانیم اول هند است و سپس افغانستان. پاکستان فاقد ارزش است و شاید در حد یک کشوری در آمده است که بتواند ترانزیت را انجام دهد که آن هم به دلیل آسیب هایی که به نیروهای غربی می رسد، مطمئن نیست و به همین خاطر ما می بینیم که آمریکایی ها از طریق روس ها وارد می شوند.
ابوالفضل ظهره وند افزود: این نکته بسیار مهم است و پاکستان را بیشتر در معرض ورشکستگی قرار می دهد. آن 7.5 میلیارد دلاری که آمریکایی ها وعده داده اند تا در سایه همکاری اسلام آباد با واشنگتن برای بازسازی مناطق قبایلی هزینه کنند، نیز نمی تواند این مسئله را جبران کند.
سرکنسول سابق جمهوری اسلامی ایران در افغانستان اظهار داشت: اتفاقی که در سوات افتاد خیلی مهم بود. من هیچ کجا ندیدم که این مسئله باز شود. وقتی که دولت زرداری تصمیم می گیرد تا با طالبان پاکستان وارد تعامل شود، بهترین تصمیمی بود که اسلام آباد گرفت و این مسئله اتفاقا غربی ها را برهم ریخت. شما می بینید در زمانی که آنها درسوات قرار داد می بندند تا آن منطقه به صورت خودمختار اداره شود و در واقع در مسیر ثبات و وحدت داخلی حرکت کنند، آمریکایی ها به طور مستمر مناطق وزیرستان و سوات را بمباران کرده و تلفات غیر نظامی وارد می کنند و موضع ارتش را کاملا ضعیف می کنند.

*** تلاش آمریکایی ها برای جدا کردن طالبان افغانستان و پاکستان
ظهره وند گفت: در واقع آمریکایی ها تلاش کردند تا در یک سناریویی، ابتدا طالبان افغانستان و طالبان پاکستان را از هم جدا کنند. این برای آنها بسیار مهم بود. مسئله زرادخانه های هسته ای و تسلیحات هسته ای به نقطه فشاری برای دولت اسلام آباد تبدیل شد. زیرا می گفتند شما در مسیری در حال حرکت هستید که پاکستان طالبانیزه می شود. در حالی که پاکستان طالبانیزه هست، اتفاق خاصی نیفتاده است، اما این را مطرح کردند و گفتند ما نگرانیم که این سلاح ها به دست افراطیون بیفتد. به همین دلیل گفتند که ناتو قصد دارد تا وارد شود. اسلام آباد ناچار از اینکه مواجه با معضل جدیدی نشود، مجبور به همکاری شد و با ISI این توافق شد که وارد بشود و قویا سرکوب بکند.
ظهره وند اظهار داشت: اما من باید بگویم طالبان بدون کمک ISI و مقامات پاکستانی هیچ است. شما می دانید که در سال 2001 زمانی که مشرف با کودتا قدرت را در دست می گیرد، در آن دوران فطرت، ماموریت ISI معلق می شود، بزرگترین ضربه به طالبان وارد می شود و طالبان در افغانستان تا مرحله اضمحلال نزدیک می شوند که احمد شاه مسعود مترصد آن بود تا هرات و دیکر مناطق را بگیرد. این یک نکته تاریخی و جالب است.
این کارشناس مسائل شبه قاره ادامه داد: امروز ارتش پاکستان در حال مقابله با اسلام است. چون اسلام در پاکستان در سیمای طالبان دیده می شود و گفتیم که اسلام عامل اتحاد میان چهار ایالت پاکستان است. از آن طرف ارتش پاکستان تسلیحاتی را که برای مبارزه با هند تدارک دیده بود علیه مردم خودش استفاده می کند. در واقع اسلام آباد خودش، خود را با دست خود به سمت تجزیه نزدیک می کند. درحالیکه اگر ناتو وارد سرحد می شد یک اتحاد داخلی برای مقابله با بیگانه شکل می گرفت.
سرکنسول سابق جمهوری اسلامی ایران در افغانستان گفت: این مسئله می توانست به ویتنامی برای ناتو تبدیل شود. لذا ایجاد گسل میان طالبان پاکستان و طالبان افغانستان بسیار مهم است. ازای این همکاری طالبان افغانستان شد. امروز کویته مرکز طالبان افغانستان است. همین الان هم مقامات می نشینند و در آنجا جلسه می گذارند و هیچ اتفاقی نمی افتد. هم آمریکایی ها این مسئله –طالبان افغانستان- را می خواهند و هم اینکه آن را در اختیار ISI قرار دادند. این نکته ای است که در هیچ کجا نیامده است. طالبان پاکستان بعد از جدا شدن از طالبان افغانستان و به نوعی از القاعده در حال تبدیل شدن به یک حزب سیاسی و که می تواند در تعامل با دولتی که در افغاستان بر سر کار بیاید، قرار بگیرد.
سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا تصریح کرد: غرب امروز افغانستان را اشغال کرده و من فکر نمی کنم که غرب در افغانستان با چالش روبه روست. ناتو افغانستان را قورت داده است. برای اینکه بتواند خود را تثبیت بکند و جبهه ای را که در برابر آن وجود دارد و حزب اسلامی حکمتیار آن را بزند و از بین ببرد، باید این اتفاق می افتاد.
این دیپلمات ایرانی اظهار داشت: به نظر من اسلام آباد از آن چیزی که می ترسید دارد به سرش می آید. از یک طرف در حال دور شدن از مسئله کشمیر است زیرا در حال تضعیف است و این یک ما به ازایی است که به هند داده شد، و شما می توانید ببینید که بمب هایی که در بمبئی منفجر می شود، سناریویی نیست که در اسلام آباد چیده شده باشد. به نظر می رسد که این مسئله در جای دیگری در غرب چیده شده باشد.
وی افزود: غربی ها توانستند تا از اهرم این مسئله برای به تعامل کشاندن اسلام آباد با هند استفاده کنند. آمریکایی ها یکی از فشارهایی که می آورند این است که پاکستان باید مسائل خود را با دهلی نو حل کند. پاکستانی ها می خواستند تا ثبات داخلی به وجود بیاورند اما امروز اسلام خدشه دار شده است. چهل میلیون نفر از جمعیت پاکستان، پشتون است. شما نمی توانید مرزی بین پشتون های این طرف با پشتون های آن طرف مرز در افغانستان بگذارید. بیشتر ساکنان سرحد و مناطق جنوبی افغانستان، پشتون هستند.

** خط لوله صلح تاثیری فراوان بر ثبات و امنیت پاکستان دارد
سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا اظهار داشت: عناصر و بازیگران فراوانی در پاکستان نقش آفرینی می کنند. اگر بخواهیم به نقش به طور مثال عربستان و یا امارات و یا همین طور انگلیس در این منطقه بپردازیم، اینها با هم اختلاف منافع آشکاری را دارند. انگلیسی ها همین طور که پابه پای آمریکایی ها در منطقه حضور دارند، در بسیاری از جاها اجازه نمی دهند که آمریکایی ها از آنها عبور کرده و به آن برسند.

** غرب خواهان یک دولت ضعیف در پاکستان است
ظهره وند گفت: امروز غرب در پاکستان یک دولت ضعیف را می خواهد. شما یک روندی را مشاهده می کنید که در طی آن ضعف اسلام آباد روزبه روز در حال افزایش است. یقینا هیچ گاه مشرف اقتدار ضیا الحق را نداشته و هیچ گاه زرداری به اقتدار آقای مشرف نیست. از آنجایی که امروز آمریکا به طور مستقیم در پاکستان دخالت می کند، خود نشان دهنده قوت آمریکا در این منطقه است.
سرکنسول سابق جمهوری اسلامی ایران در افغانستان تاکید کرد: نکته دیگر این است که آمریکا تمایل به بسیاری از مسائل دارد اما این تنها در صورت حضور نداشتن دیگر عناصر است. به همین دلیل آمریکا اقدام به سناریو سازی می کند تا براساس آن نتیجه همان چیزی شود که می خواهد. فرض کنید آمریکا نمی خواهد طالبان را از بین ببرد اما در عین حال نمی خواهد که طالبان در قدرت هم باشد. آمریکا به دنبال بحرانی است که قابل کنترل و مدیریت خودش باشد.

** هدف نهایی امریکا در منطقه، ایران است
این دیپلمات ایرانی گفت: هدف غایی در منطقه برای آمریکا نه افغانستان و پاکستان بلکه در وهله اول مهار جمهوری اسلامی است و بعد از آن مهار روسیه و چین است. پاکستانی ها نباید وارد مسائلی شوند که باعث قربانی شدن منافع ملی خودشان و تامین منافع آمریکایی ها شوند. در همین جا بحث خط لوله است. جمهوری اسلامی زمانی که بحث خط لوله را مطرح می کند تنها نباید به بعد اقتصادی آن توجه کرد بلکه این خط تاثیری فراوان بر ثبات و امنیت منطقه دارد.
این کارشناس مسائل شبه قاره تصریح کرد: این خط لوله تاثیری فراوان بر تولید ناخالص داخلی پاکستان دارد. زمانی که شما هزینه داخلی را کاهش دادید، اشتغال ایجاد شده و ثبات داخلی را باعث می شود. هرچه قدر که کشورهای منطقه در جهت تامین و رصد منافع ملی خودشان حرکت کنند، در مغایرت با برنامه های غرب و آمریکایی ها مواجه می شوند.
وی خاطر نشان ساخت: نباید در بحث تامین امنیت رژیم صهیونیستی را فراموش کرد. رژیم صهیونیستی امنیت خود را در بی ثباتی کشورهای همسایه جمهوری اسلامی ایران می داند و به همین دلیل است که او هم در حال سرمایه گذاری در این مورد است.

** خط لوله صلح نشان دهنده اهمیت جایگاه ایران در منطقه
ظهره وند تاکید کرد: پیشنهاد خط لوله از سوی جمهوری اسلامی نشان دهنده موقعیت و جایگاه منطقه ای ماست و به دلیل احساس مسئولیتی است که در قبال این کشورها دارد. ممکن است کارشناسان به لحاظ اقتصادی این خط لوله را به هیچ عنوان به نفع ندانند اما اگر این طرح اجرایی شود ما یک گام به سوی ایجاد ثبات در پاکستان برداشته ایم. برآورد این مسائل نشان می دهد که جمهوری اسلامی ایران کماکان عمق استراتژیک پاکستان است. درک این موضوع از سوی پاکستانی ها می تواند در تامین ثبات خودشان تاثیر بیشتری داشته باشد و بنابراین در توطئه بعضی از کشورهای عربی هم نیفتند.

** تشخیص دوست از دشمن مهم ترین تصمیم برای اسلام آباد
وی خاطر نشان ساخت: در رهگذر طالبانیسم در پاکستان آیا ثبات و امنیت در پاکستان افزایش پیدا کرد؟ آیا به اهداف ملی شان نزدیک تر شدند؟ آنها هم از کشمیر دور شده اند و هم موضوع دوراند وخامت بیشتری پیدا کرده است، هم چهره آنها در افغانستان خدشه دار شده و هم امکان دسترسی شان به آسیای میانه از بین رفته است. اقداماتی که برخی از کشورهای عربی در پاکستان دنبال کردند عامل بی ثباتی در این کشور بوده است و لذا تشخیص دوست از دشمن امروز مهم ترین تصمیم برای اسلام آباد است.
این دیپلمات ایرانی گفت: البته این موضوع به معنای قطع رابطه با کشورهای عربی نیست. بخشی از درآمد پاکستان در حال حاضر از ارسال نیرو و حتی نیروهای نظامی به کشورهای عربی منطقه تامین می شود. کشورهای عربی سرمایه گذاری های مختلفی را در این کشور دارند که این خبه نوبه خود خوب است اما اگر این سرمایه گذاری تبدیل به سلاح شود، پسندیده نیست.
این کارشناس مسائل شبه قاره تصریح کرد: روابط تاریخی و فرهنگی بین ایران و پاکستان می تواند پشتوانه ای اعتماد آمیز باشد. راه افتادن قطار اکو از اسلام آباد به استانبول از طریق ایران، گامی است به سوی ثبات بیشتر پاکستان. جمهوری اسلامی ایران بستری است برای تامین ثبات و امنیت دو طرف. ما هم منافع مشترک داریم و هم آسیب های مشترک، اگر برای بلوچستان ما اتفاقی بیفتد، پاکستان نیز از آن آسیب خواهد دید.

** کاهش نفوذ بیگانگان، به صلاح منطقه است
ظهره وند گفت: هر قدر که ما بتوانیم نفوذ بیگانگان را در منطقه کاهش بدهیم، به صلاح کل منطقه و دو کشور ایران و پاکستان است. امروز ویروسی به نام ناتو وارد شده است که در حال برهم زدن کلیه ساختارهاست. اگر آنها به مناطق قبایلی دست بزنند و تعارضات را در آنجا دامن بزنند، برای اسلام اباد سنگ روی سنگ بند نمی شود. هزینه های دولت اسلام آباد کفایت نمی کند زیرا در حال حاضر برای آنجا هزینه ای نمی کند. آمریکایی ها بدون قبول مسئولیت،‌ دست به این اقدام زدند زیرا آنها به دنبال تضعیف کشورهای منطقه و ایجاد بحران های قابل کنترل توسط خودشان هستند.

** ایران به دنبال امنیت پایدار در پاکستان و منطقه است
سعدالله زارعی در ادامه این میزگرد گفت: روند تحولات در پاکستان یک نمای رویین و یک نمای زیرین دارد. آمریکایی ها عمدتا سیاست هایشان متوجه لایه رویین است لفذا از امکاناتی هم که در پاکستان استفاده می کنند جنبه سخت افزاری دارد مانند ارتش، دیپلماسی آشکار، رفت و آمدهای زیاد، حمایت از احزاب خاص و غیره تا فعل و انفعلات را مدیریت کنند. شاید هنر دیگری هم نداشته باشند، در عراق هم همین طور هستند. تغییرات مکانیکی مد نظر آنهاست اما در زیر این تحولات اتفاقاتی در حال جریان است.

** ایران به دنبال ایجاد ثبات و امنیت در پاکستان
این کارشناس مسائل بین المللی خاطر نشان ساخت: جمهوری اسلامی تلاش می کند تا در پاکستان ثبات و امنیت ایجاد شود. حل اختلافات بین گروه ها را پیگیری می کند. اقداماتی از قبیل خط لوله می تواند پایه های یک امنیت پایدار را در منطقه ما به وجود بیاورد. بنابراین باید بسیار حساس بود، آمریکایی ها خواب های بدی را برای منطقه ما دیده اند. درعین حال دیگران هم دست های بسته ای را ندارند و می توانند با همگرایی و همکاری بیشتر منافع کشورها را در منطقه تامین کنند.

انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) / کد خبر 683061